شیرینی زندگی ما

ما اومدیم
نویسنده : نگار زارعی - ساعت ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٧
 

 سلام سلام ما دوباره اومدیمتو این مدتی که ما نبودیم کلی دوستای گلمون ما رو شرمنده کردن هاله جون مامان ارشیا گلی ،شهین جون مامان نوید، مریم جون مامان شایگان و همه ماماهای گلی Blowing Kissesکه تو این مدت جویای حال ما بودند.  

و اما داستان از این قرار بود که دخمل قشنگ من زردی داشت و شبا تا صبح به خاطر نفخ شکم نمی خوابید و بیقراری میکرد و روزا رو در خواب ناز بسر میبرد و من و باباش هم که شبا نگهبان بودیم و روزا سر کارچرت میزدیم .توی این مدت خیلی سرم شلوغ بود کارای شرکت روی هم انباشته شده بود و اصلا وقت آپدیت کردن وبلاگ و نداشتم . الینا رو هم با خودم میارم چون اصلا دوست ندارم یک لحظه از خودم دور باشه. دیگه خودتون تصور کنین که با چه حالی به خونه میام. 

 الینا خانم آنقدر با نمک و با مزه شده که آدم دوست داره درسته قورتش بده .خانم خانما قرتی تشریف دارن و با صدای ترانه آروم میشن و هوم هوم راه میندازن و دست و پا تکون میدن. عاشق ماشین سواری و تا سوار ماشین میشه ساکت و هاج و واج به همه جا نگاه مینه و بعد از چند دقیقه خود به خود میخوابه. دیروز الینا واکسن دو ماهگیشو زده و دخمل خوبی بوده و فقط یک کوچولو گریه کرد.